روان درمانی تحلیلی، یکی از عمیقترین رویکردهای درمانی محسوب میشود که هدف آن، کشف لایههای زیرین موثر در شرایط روانی افراد است. رویکرد تحلیلی با تکیه بر مفاهیم پایهی روانکاوی، تبدیل به یک رویکرد مستقل شده و جایگاه خود را در میان رویکردهای درمانی شکل داده و بسیار پرطرفدار است. با این وجود، سوال اصلی این جاست که در یک اتاق درمان با رویکرد تحلیلی، چه اتفاقاتی میافتد؟
روان درمانی تحلیلی به زبان ساده چیست؟
احتمالاً نام «ناهوشیار» یا «Unconscious» بسیار به گوشتان خورده است. ناهوشیار را شاید بتوان بزرگترین کشف پدر روانکاوی، زیگموند فروید دانست که به بخشی از سیستم روانی ناپیدای ما اطلاق میشود. ما به صورت آگاهانه به ناهوشیار دسترسی نداریم اما این بخش، تاثیرعمیقی بر روی رفتارها و شرایط روانی ما میگذارد.
ایدههای فروید در اوایل قرن بیستم در وینِ اتریش رواج یافت. فروید و دیگر روانکاوان مشهور، از جمله آلفرد آدلر، کارل یونگ و اتو رانک، در قالب یک گروه منسجم به نام «انجمن روانشناختی چهارشنبه» گرد هم آمدند که بعدها با نام «انجمن روانکاوی وین» شناخته شد. این گروه، شبها در منزل فروید گرد هم میآمدند تا به بحث دربارهٔ گزارشهای بالینی یا ارائههای علمی بپردازند.
نقل قول از:
According to Freud, we can deal with our conflicts when we bring our unconscious thoughts to the forefront. If the buried conflict is not brought to consciousness, we will continue to suffer neurosis and internal strife.
ترجمه:
به باور فروید، زمانی میتوانیم با تعارضهای خود مواجه شویم که افکار ناخودآگاه را به پیشانی آگاهی بیاوریم. اگر تعارض دفنشده به خودآگاه راه نیابد، همچنان از روان رنجوری و کشمکش درونی رنج خواهیم برد.
روان درمانی تحلیلی، یک رویکرد روانکاوانه به انسان و مشکلات روانی اوست. این رویکرد در تلاش است تا یک تحلیلی عمیق را از وضعیت روانی افراد ارائه دهد و نقش ناهوشیار را در وضعیت آنها تشریح کند. رواندرمانی تحلیلی در تلاش است تا «چراهای» پشت رفتار و الگوهای تکراری زندگی فرد را کشف و تحلیل کند و از این روست که «تحلیلی» نامیده میشود.
ریشههای تاریخی: از فروید تا رویکردهای نوین تحلیلی
زیگموند فروید، بنیانگذار اصلی نگاه تحلیلی به انسان و سیستم روانی اوست. البته برخی از روشهای قدیمی مورد استفاده فروید، سالها بعد تغییر شکل یافتند و روانکاوان نسل جدید، رویکرد تحلیلی را به روزتر کرده و آن را به یک شاخهی نسبتاً مستقل از روانکاوی کلاسیک تبدیل کردند.
هدف اصلی روان درمانی تحلیلی چیست؟
احتمالاً برای شما بسیار پیش آمده است که یک رفتار یا الگوی ذهنی ثابت را در زندگی خود تکرار کنید اما قادر به شناسایی و تغییر آن نباشید. اگر احساس میکنید این الگوها در زندگی شما تکرار میشوند، دریافت مشاوره آنلاین فارسی میتواند اولین قدم برای درک عمیقتر این مسائل باشد. هدف درمان تحلیلی، افزایش آگاهی شما از این الگوها و رفتارهای ناسازگار است. این نوع آگاهی اصطلاحاً بینش یا (Insight) نامیده میشود و به شما کمک میکند تا تغییرات ثابتی را در زندگی خود ایجاد کنید. به طور مشخص، اهداف اصلی رواندرمانی تحلیلی عبارتند از:
- آگاهسازی ناخودآگاه: افکار، احساسات و خاطرات پنهان میتوانند بر رفتار شما تاثیر بگذارند. شناسایی این موارد میتواند به شما کمک کند بفهمید چرا احساس یا رفتار خاصی دارید.
- افزایش خودآگاهی: روانکاوی به شما کمک میکند تا تجربههای گذشته را با افکار و رفتارهای کنونی خود پیوند دهید. این امر به شما امکان میدهد تا به شیوهای سالمتر به چالشهای زندگی پاسخ دهید.
- حل تعارضهای درونی: با راهنمایی درمانگر خود، دردهای گذشته، آسیبهای روحی یا مشکلات حلنشده را بررسی خواهید کرد. صحبت کردن درباره این تجربهها در فضایی امن میتواند به التیام شما کمک کند.
- یافتن تعادل: بخش کلیدی روانکاوی تقویت «من» (ایگو) است. «من» بخشی از ذهن شماست که میان خواستههای «نهاد» (غریزههای شما) و «فرامن» (بخش اخلاقی شما) تعادل برقرار میکند. این تعادل میتواند به تصمیمگیری بهتر منجر شود.
مبانی نظری و اصول کلیدی در روان درمانی تحلیلی
نظریهها و تئوریها، نقش بسیار مهمی در رواندرمانی تحلیلی ایفا میکنند. این نظریهها در تلاشند تا کارکرد سیستم روانی انسان را توضیح بدهند و به ما کمک کنند تا علل پشت رفتارهای خود را درک کنیم. در ادامه، مروری بر مهمترین مبانی نظری رویکرد تحلیلی خواهیم داشت.
نقش محوری ناخودآگاه (ناهوشیار) در شکلگیری شخصیت و رفتار چگونه است؟
همانطور که ذکر کردیم، ناخودآگاه بخشی از سیستم روانی ماست که دسترسی زیادی به آن نداریم. در واقع، خاطرات و افکاری که ما تمایل به فراموشی آنها را داریم، سرکوب میشوند و به ناهوشیار ما میروند. آنچه هر انسان در ناهوشیار خود حمل میکند، نقش مهمی بر شکلگیری شخصیت و رفتار او دارد.
تأثیر تجربیات دوران کودکی بر زندگی بزرگسالی
تقریباً تمام رویکردهای درمانی در دنیای روانشناسی، معتقدند که مشکلات حل نشده در دوران کودکی، بر سلامت روان در بزرگسالی اثرگذار هستند. رویکرد تحلیلی، نقش بسیار مهمی را برای تجربیات اولیه، روابط کودک با والدین خود و همچنین ناکامیهای سالهای اول زندگی قائل است. این تجربیات میتوانند در بزرگسالی به شکل اضطراب، افسردگی و سایر مشکلات روانی بروز پیدا کنند.
آشنایی با مکانیزمهای دفاعی: راهکارهای ذهن برای مقابله
ذهن انسان در تلاش است تا او را احساسات و هیجانات ناخوشایند دور کند. این هیجانات ناخوشایند میتوانند اضطراب، خشم، شرم، غم و… باشند. یکی از روشهای ذهن برای مراقبت از ما در مقابل این احساسات، مکانیسمهای دفاعی نامیده میشوند.
مکانیسمهای دفاعی در واقع راههای فراری هستند که باعث میشوند ما با واقعیتها مواجه نشویم، چرا که واقعیت، معمولاً دردناک و تلخ است.
اهداف درمانی در رویکرد تحلیلی
رویکرد تحلیلی بهطور کلی به دنبال افزایش آگاهی مراجع از الگوهای ذهنی و رفتاری خود است و در تلاش است به او کمک کند تا به نحوی سازگارانهتر با مسائل مواجه شود. با این حال، میتوان اهداف جزئیتر این رویکرد را در موارد زیر خلاصه کرد:
- دستیابی به بینش (Insight) نسبت به الگوهای فکری، احساسی و رفتاری؛
- حل تعارضات درونی و کاهش اضطراب بنیادین؛
- شناسایی و اصلاح الگوهای ارتباطی ناکارآمد و تکرارشونده؛
- بهبود روابط بین فردی و افزایش صمیمیت؛
- افزایش خودآگاهی و درک عمیقتر از خود؛
- تقویت ظرفیت تحمل هیجانات ناخوشایند.
تکنیکهای روان درمانی تحلیلی: ابزارهای کاوش در ذهن
روان درمانی تحلیلی، همانطور که از اسمش پیداست، به دنبال تحلیل و کاوش عمیق در ذهن مراجع است و در این مسیر، از برخی از ابزارهای مهم استفاده میکند. این ابزارها در واقع تکنیکهای درمان تحلیلی هستند که در ادامه آنها را بررسی میکنیم.
تداعی آزاد (Free Association) : بیان افکار و احساسات بدون سانسور
گاهی اوقات یک رشته افکار یا چند کلمهی نامرتبط به ذهن مراجع میآید که از نظر خود او، اهمیت چندانی ندارند اما نظر رویکرد تحیلی متفاوت است. درمانگران تحلیلی از مراجع میخواهند که بدون هیچگونه سانسوری، به بیان افکار خود، هرچند نامرتبط بپردازد. این روش که «تداعی آزاد» نام دارد، یکی از تکنیکهای درمان تحلیلی است.
تحلیل رویا (Dream Analysis) : پنجرهای به سوی ناخودآگاه
فروید معتقد بود که رویاهای ما، در واقع نمادی از افکار و خاطرات ناهوشیار ما هستند. تعارضاتی که توسط ما سرکوب میشوند، خود را در رویاهای ما نشان میدهند، به همین دلیل درمانگران تحیلی از روش «تحلیل و تفسیر رویا» استفاده میکنند.
تحلیل مقاومت (Analysis of Resistance) : درک موانع پیشرفت در درمان
در جلسهی درمان، ممکن است اتفاقی رخ دهد که به آن، «مقاومت» میگوییم. مقاومت در واقع تلاش مراجع برای فرار از درمان است. در بسیاری از اوقات این مقاومت عامدانه نیست و ناهوشیارانه صورت میگیرد. درمانگران، مراجعان را از مقاومت خود آگاه میکنند و با کمک آنها، اهداف پشت این مقاومت را بررسی میکنند.
انواع روان درمانی تحلیلی و رویکردهای مرتبط
رواندرمانی تحلیلی، شاخهها و انواع زیادی دارد. این شاخهها اگرچه در اصول نظری، شباهتهای زیادی به یکدیگر دارند اما ممکن است در روشهای درمانی متفاوت باشند. مهمترین انواع درمان تحلیلی عبارتند از:
- روانکاوی کلاسیک فرویدی: روانکاوی کلاسیک فرویدی قدیمیترین نوع درمان تحلیلی است که جلسات طولانی مدتی دارد و فرایند درمان هم سالهای زیادی زمان میبرد. روشهای قدیمی فروید در رویکرد روانکاوی کلاسیک، بعدها توسط پیروان او به روز شد.
- روان درمانی پویشی (Psychodynamic Therapy) : درمان پویشی در واقع شاخهای کاربردیتر و انعطافپذیرتر است و نسخهی بهروز و مدرن روانکاوی کلاسیک بهشمار میآید که جلسات و طول درمان آن کوتاهتر است و درمانگر نیز نقش فعالتری در فرایند درمان دارد. رایجترین نوع درمان پویشی، ISTDP است که در مقاله آشنایی با رویکرد ISTDP میتوانید بیشتر دربارهی آن بخوانید.
چه افرادی کاندیدای مناسبی برای روان درمانی تحلیلی هستند؟
درمان تحلیلی میتواند طیف گستردهای از مشکلات، اختلالات و افراد را دربرگیرد و به حل مسائل آنان بپردازد. با این حال، با توجه به روشها و تکنیکهای خاص این نوع درمان، میتوان آن را برای برخی از مراجعان مفیدتر دانست، از جمله:
- افرادی که به دنبال درک عمیق ریشهی مشکلات خود هستند.
- افرادی که نسبت به دنیای درونی خود کنجکاواند.
- افرادی که الگوهای تکراری و مخرب در روابط یا زندگیشان تجربه میکنند.
- افرادی که از درمانهای کوتاهمدت نتیجه نگرفته یا به دنبال تغییرات پایدارتری هستند.
- افرادی که ظرفیت تحمل ابهام و کار کردن بر روی احساسات دشوار خود را دارند.
کاربرد روان درمانی تحلیلی در درمان اختلالات و مشکلات روانشناختی چیست؟
در کنار ویژگیهایی که یک فرد را به گزینه مناسبی برای تحت درمان بودن توسط رویکرد تحلیلی تبدیل میکند، میتوانیم این رویکرد را در درمان برخی از اختلالات روانی نیز، کارآمدتر بدانیم. رویکرد تحلیلی یک گزینهی درمانی مناسب برای مشکلات روانی زیر محسوب میشود:
- انواع افسردگی (بهویژه افسردگیهای مزمن یا مقاوم به درمان)؛
- اختلالات اضطرابی (اضطراب فراگیر، پانیک، فوبیاهای خاص)؛
- مشکلات و الگوهای بین فردی تکرارشونده؛
- اختلالات شخصیت (مثل اختلال شخصیت مرزی، خودشیفته، وسواسی-جبری و…)؛
- مسائل مربوط به هویت، معنای زندگی و عزت نفس پایین؛
- مشکلات ناشی از تروما و تجربیات آسیبزای گذشته؛
- مشکلات روانتنی (علائم جسمانی با منشا روانی).
فرآیند و انتظارات از روان درمانی تحلیلی
اگر شما تمایل داشته باشید تا رویکرد تحلیلی را به عنوان رویکرد درمانی خود انتخاب کنید، حتماً راجع به جزئیات درمانی در این رویکرد کنجکاو هستید. در این قسمت، مروری بر روی شیوهی برگزاری جلسهی درمان با رویکرد تحلیلی خواهیم داشت.
ساختار جلسات درمان تحلیلی چگونه است؟
جلسات درمانی تحلیلی معمولاً بین 1 الی دوبار در هفته برگزار میشوند و ممکن از چندین ماه یا حتی چند سال به طول بینجامند. البته طول مدت درمان و تعداد جلسات، به مراجع و مشکل او بستگی دارد و متغیر است.
در قدم اول درمان، درمانگر مراجع را ارزیابی میکند و تلاش میکند تا در گذر زمان، مکانیسمهای دفاعی او را کشف کند و همچنین تعارضات روانی او را شناسایی کند. در ادامه درمان، مراجع به کمک درمانگر، نسبت به این تعارضات آگاه میشود و گره ناهوشیار خود را باز میکند تا به انعطاف و سازگاری مدنظر درمان دست پیدا کند.
نقش مراجع در فرآیند درمان: تعهد و مشارکت فعال
درمان تحلیلی از آن دسته درمانهایی است که به مشارکت فعال مراجع احتیاج دارد. مراجع باید در جلسات درمانی صادقانه رفتار کند و درمانگر خود را در جریان رضایت خود از پیش رفتن درمان قرار دهد.
در قسمتی از درمان تحلیلی، افراد ممکن است با احساساتی مواجه شوند که برای مدتها، آنها را سرکوب میکردهاند. این مواجهه طبیعتاً در وهلهی اول دردناک است و مراجع باید ظرفیت و صبوری زیادی را از خود نشان دهد تا درمان به بهترین شکل ممکن پیش رود.
مزایا و محدودیتهای روان درمانی تحلیلی
نمیتوان این واقعیت را انکار کرد که هر رویکرد درمانی، مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارد و باید نگاهی متعادل را به تمامی روشهای درمانی داشت. مطالعات مختلف، تاثیر شگرف درمان تحلیلی را بر روی مشکلات روانی افراد نشان دادهاند. از طرفی دیگر، برخی از مشخصههای روان درمانی تحلیلی، آن را به گزینهی مناسبی برای برخی از افراد تبدیل نمیکند. در این قسمت، مزایا و محدودیتهای درمان تحلیلی را بررسی میکنیم.
نقاط قوت و مزایای اصلی رواندرمانی تحلیلی کداماند؟
- پتانسیل ایجاد تغییرات شخصیتی عمیق و ماندگار؛
- درک ریشهای مشکلات به جای تمرکز صرف بر علائم؛
- بهبود کلی کیفیت زندگی و روابط؛
- افزایش خودشناسی و ظرفیتهای روانی؛
محدودیتها، چالشها و انتقادات رواندرمانی تحلیلی چیست؟
- زمانبر بودن و هزینهبر بودن نسبت به برخی از رویکردهای دیگر؛
- نیاز به انگیزه و تعهد بالا از سوی مراجع؛
- مناسب نبودن برای تمام افراد و مشکلات؛
- دشواری در سنجش عینی و کوتاه مدت نتایج درمان.
رواندرمانی تحلیلی و درمان شناختی رفتاری چه تفاوتی باهم دارند؟
درمان شناختی رفتاری یا (CBT) یکی از رایجترین انواع رواندرمانی محسوب میشود. انتخاب بین رواندرمانی تحلیلی و درمان شناختی رفتاری (CBT) برای هر فرد متفاوت است؛ آنچه برای یک نفر مفید است ممکن است برای دیگری مناسب نباشد. در جدول زیر، تفاوت میان این دو آورده شده است.
| معیار | روان درمانی تحلیلی | درمان شناختی – رفتاری |
| مدت زمان | جلسات 50 دقیقهای یک یا دوبار در هفته (بسته به نیاز مراجع) | جلسات معمولاً ۳۰ تا ۶۰ دقیقه، یک بار در هفته یا هر دو هفته یک بار؛ بین ۵ تا ۲۰ جلسه |
| رویکرد درمانی | رویکردی فعالتر از نظر فرایند درونی. درمانگر با تفسیر و بینشبخشی به مراجع کمک میکند تا ریشهٔ چالشها را بفهمد | رویکردی فعال و دستوریتر؛ درمانگر به مراجع کمک میکند تا الگوهای منفی فکری و رفتاری را شناسایی کند، به چالش بکشد و تغییر دهد |
| باور بنیادین | تمرکز بر کشف ناخودآگاه برای یافتن ریشهٔ افکار، احساسات و رفتارها؛ تأکید بر رابطهٔ درمانگر- مراجع | افکار، احساسات و رفتارها به هم مرتبط هستند؛ تغییر الگوهای منفی فکری و رفتاری برای بهبود سلامت روان |
چگونه یک روان درمانگر تحلیلی مناسب پیدا کنیم؟
یافتن یک درمانگر تحلیلی مناسب یکی از دغدغههای افرادی است که به این رویکرد درمانی علاقمند هستند. برای یافتن یک درمانگر مناسب در این زمینه، باید به نکات زیر توجه کنید.
- اهمیت تخصص و صلاحیت درمانگر در رویکرد تحلیلی: یک درمانگر مناسب تحلیلی، از تخصص بالایی در زمینه درمان برخوردار است و تجربه درمانگری نیز در این راستا به او کمک میکند تا فرایند درمان را به بهترین شکل پیش ببرد.
- پرسیدن سوالات موجود در ذهن خود از درمانگر: شما میتوانید در جلسهی اول درمان خود، کنجکاویها و ابهامات خود در زمینه درمان را با درمانگر خود مطرح کنید و انتظارات خود از درمان را بیان کنید. همانطور که گفتیم، صداقت در جلسهی درمان یکی از مهمترین عناصر پیش بردن درمان تحلیلی است. سایت همره، پلتفرمی برای ارائه خدمات رواندرمانی به ایرانیان خارج از کشور است. همره به شما کمک میکند تا در کوتاهترین زمان، درمانگر تحلیلی مناسب خود را پیدا کنید. در همراه، امکان استفاده از مشاوره روانشناسی آنلاین خارج از کشور با همراهی درمانگران با رویکردهای مختلف از جمله روان درمانی تحلیلی فراهم شده است.
کلام آخر
درمان تحلیلی یک درمان جامع و عمیق است و اکثر افراد را پس از چند جلسهی درمانی، جذب خود میکند. رویکرد تحلیلی به شما کمک میکند تا با احساسات سرکوب شده و تعارضات روانی تاثیرگذار بر سلامت روانی خود مواجه شوید. صبوری یکی از عناصر مهم فرایند درمان است تا جلسات درمانی شما، بهترین اثرگذاری را داشته باشند.
سوالات متداول
- آیا روان درمانی تحلیلی انتخاب درستی برای شماست؟ اگر صبوری، طرفیت روانی بالا و همچنین تمایل به شناخت عمیقی از خود دارید، این درمان گزینهی مناسبی برای شماست.
- تفاوت اصلی درمان تحلیلی با سایر رویکردها چیست؟ درمان تحلیلی برگرفته از مفاهیم روانکاوانه زیگموند فروید است و شاید بتوان آن را قدیمیترین روش رواندرمانی دانست. این رویکرد به توجه به طول مدت درمان و همچنین روش خاص درمانی، با سایر رویکردها متفاوت است.
- آیا درمان تحلیلی برای کودکان مناسب است؟ درمان تحلیلی را میتوان در انواع گروههای سنی پیاده کرد. درمانگران کودک نیز میتوانند از روشها تحلیلی متناسب با کودکان در فرایند درمان استفاده کنند.
- آیا روان درمانی تحلیلی فقط برای افراد با مشکلات شدید روانی مناسب است؟ خیر. هرچند این رویکرد در درمان اختلالات پیچیده مانند اختلالات شخصیت یا تروماهای عمیق بسیار موثر است اما محدود به آنها نیست. بسیاری از افراد با مشکلاتی مانند اضطراب خفیف تا متوسط، افسردگی، احساس پوچی، مشکلات هویتی، الگوهای تکراری ناسالم در روابط و حتی صرفاً کنجکاوی برای خودشناسی بیشتر، میتوانند از این رویکرد بهره ببرند.
- آیا در جلسات درمان تحلیلی مجبور هستم درباره همه چیز صحبت کنم؟ یکی از اصول اساسی درمان تحلیلی، «تداعی آزاد» است؛ یعنی بیان هر آنچه به ذهن میآید بدون سانسور. اما این به معنای اجبار نیست. درمانگر فضای امن و بدون قضاوتی ایجاد میکند که در آن شما هر زمان که آماده باشید، میتوانید درباره موضوعات عمیقتر صحبت کنید. سرعت و عمق فرایند با هماهنگی شما و درمانگر پیش میرود.

