تروما (آسیب روانی) میتواند برای هر کسی و در هر زمانی رخ دهد. حتی ممکن است کل یک جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. درک اینکه تروما چگونه هم بر ما بهعنوان افراد و هم بهعنوان گروههایی از افراد اثر میگذارد، برای سازمانهای سلامت رفتاری بسیار حیاتی است. تنها با درک بهتر این پدیده که «تروما یا آسیب جمعی» نام دارد، میتوانیم پس از رویدادهای آسیبزای گسترده مسیر بهبودی را آغاز کنیم.
تروما جمعی چیست؟
تروما جمعی به تأثیر عاطفی و روانشناختیِ مشترکِ یک رویداد آسیبزا بر گروهی از افراد اشاره دارد.
تروما زمانی رخ میدهد که فرد تجربهای داشته باشد که احساس امنیت او (چه امنیت عاطفی، چه امنیت جسمی یا هر دو) را در هم بشکند. تروما جمعی زمانی اتفاق میافتد که چنین رویدادی کل یک جامعه را دربر بگیرد.
برخی محققان تروما جمعی را چنین توصیف میکند: «رویداد یا مجموعهای از رویدادها که تجربه امنیت را برای یک گروه یا گروههایی از مردم در هم میشکند.»
تروما جمعی میتواند از طیف وسیعی از حوادث ناشی شود. اما رویدادهایی که بیش از همه با آسیبهای جمعی مرتبط هستند شامل بلایای جوی نامساعد (مانند طوفانهای سهمگین یا گردبادها)، تیراندازیهای جمعی و بیماریهای فراگیر در سطح پاندمی (مانند همهگیری کووید-۱۹) هستند.
همه این رویدادها ممکن است بهطور ناگهانی یا با زمان بسیار کمی برای آمادگی رخ دهند. ماهیت ناگهانی این حوادث آسیبزا و ویرانی جان و مالی که بهجا میگذارند، در کنار هم باعث میشوند احساس امنیت یک جامعه فرو بریزد.
علل بالقوه تروما جمعی
- رویدادی که باورها و انتظارات معمول را نقض میکند؛ برای مثال، دسترسی به شیوههای شناختهشده زندگی و زیستن، دسترسی به محل سکونت یا سرزمین، غذاهای سنتی، داروها و منابعی که بهصورت فردی و جمعی درباره جهان وجود داشتهاند.
- فجایع یا سختیهای شدید (مانند بلایای طبیعی، فجایع انسانی، بحرانهای سلامت).
- تخریب عمدی و نظاممند که هویت فرهنگی یک گروه را به یک بُعد تقلیل میدهد (برای مثال دین، قومیت یا رنگ پوست)؛ بُعدی که عاملان آن را غیرقابلقبول میدانند.
به نقل از وبسایت Psychotraumatology
“Collective trauma refers to the profound psychological and emotional wounds experienced simultaneously by entire communities or societies following large-scale catastrophic events.”
«تروما جمعی به زخمهای عمیق روانشناختی و عاطفی اشاره دارد که همزمان توسط جوامع یا کلِ یک جامعه پس از رویدادهای فاجعهبار بزرگ تجربه میشود.»
تروماهای جمعی آبشاری (پیدرپی)
تروماهای جمعی آبشاری به مجموعهای از فاجعههای انباشته و بههمپیوسته گفته میشود که میتوانند هم ماهیتی تاریخی داشته باشند و هم بهطور همزمان رخ دهند و با هر بار مواجهه جدید، واکنشهای عاطفی شدیدتری ایجاد کنند.
پیامدهای تروما (آسیب) جمعی
تروما جمعی نشانههای قابلتشخیص متعددی دارد که متخصصان سلامت رفتاری باید بتوانند آنها را شناسایی کنند. در این بخش، بررسی میکنیم که تروما جمعی چگونه هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی بروز پیدا میکند.
تأثیر تروما جمعی بر افراد
تروما جمعی تأثیری عمیق بر افراد در سطوح روانشناختی، عاطفی و حتی جسمی میگذارد. تجربه مشترک یک سختیِ طاقتفرسا میتواند باعث شود افراد با علائمی مانند موارد زیر دستوپنجه نرم کنند:
- ترس و اضطراب
- احساس ناتوانی و بیقدرتی
- بازگشت خاطرات آزاردهنده (فلشبک)
- بیخوابی
- بیش هوشیاری (Hypervigilance)
- تغییر در باورها نسبت به زندگی و جهان پیرامون
در صورت نبود مراقبتهای مناسب سلامت رفتاری، ممکن است راهبردهای ناسالم مقابلهای مانند سوءمصرف مواد در پاسخ به یک یا چند مورد از این علائم شکل بگیرند.
افرادی که تحت تأثیر تروما جمعی قرار گرفتهاند، ممکن است علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی یا سایر اختلالات سلامت روان را نیز نشان دهند. این تروما میتواند به شکل شکایات جسمانی بروز کند و مشکلات جسمی موجود را تشدید نماید.
علاوه بر این، بازماندگان ممکن است دچار احساس گناه بازمانده یا شرم بازماندگی شوند و با این پرسش درگیر باشند که چرا آنها زنده ماندهاند در حالی که دیگران جان خود را از دست دادهاند. این موضوع دقیقا به موضوع اختلال احساس گناه بازمانده اشاره دارد که در مطلبی جداگانه مفصل به آن پرداختهایم.
تأثیر تروما جمعی بر جوامع
تروما جمعی همچنین کل جوامع را تحت تأثیر قرار میدهد و بر بافت اجتماعی و حافظه جمعی آنها زخمهایی بر جا میگذارد. یکی از بارزترین نمونههای این موضوع «تروما تاریخی» است. اثرات تروما جمعی میتواند نسلبهنسل ادامه پیدا کند. این تروما میاننسلی به شیوههای گوناگونی بروز مییابد، اما پژوهشگران بهویژه به موارد زیر اشاره کردهاند:
- افزایش ترس در سطح فردی و جمعی
- بحران هویت، هم در میان افراد و هم در میان گروهها
- واکنش به تهدیدهای جدید با سطح بالایی از هوشیاری و مراقبت
- درهمآمیختن درد نسلهای گذشته با درد نسل کنونی، حتی اگر شرایط متفاوت باشد
در پیامد تروما جمعی، جوامع ممکن است دچار از دست دادن هویت و معنای فرهنگی شوند؛ زیرا سنتها، نمادها و روایتها تحت تأثیر رویداد آسیبزا دگرگون میشوند. این فقدان میتواند به احساس سردرگمی و بیگانگی منجر شود و توان جامعه را برای طی کردن مؤثرِ فرایند بهبودی کاهش دهد.
اوضاع زمانی بدتر میشود که تروما جمعی اغلب نابرابریها و بیعدالتیهای از پیش موجود در جوامع را آشکار میکند و آنها را تشدید میسازد؛ بهگونهای که گروههای از پیش آسیبپذیر بیش از پیش به حاشیه رانده میشوند. افرادی که پیشتر با مشکلات سلامت روان یا رفتاری زندگی میکردهاند و نیز کسانی که در جوامع بهحاشیهراندهشده قرار دارند، بیشتر احتمال دارد احساس ترومای مشترک را تجربه کنند.
برای درک بهتر این موضوع، میتوان به همهگیری کووید-۱۹ نگاه کرد. در جوامعی که دسترسی محدودی به خدمات درمانی باکیفیت داشتند نرخ ابتلا و مرگومیر بهمراتب بالاتر بود. این همهگیری منابع محدود این جوامع را تا مرز فرسودگی پیش برد و نابرابریهای نظام سلامت را در جوامع سراسر جهان آشکار ساخت.
به نقل از وبسایت Georgetown Psychology
“Collective trauma is extraordinary in that not only can it bring distress and negative consequences to individuals but in that it can also change the entire fabric of a community.”
«تروما جمعی در این معنا خارقالعاده است که نهتنها میتواند پریشانی و پیامدهای منفی برای افراد به همراه داشته باشد، بلکه میتواند کل بافت یک جامعه را تغییر دهد.»
چگونه میتوان از تروما جمعی بهبود یافت؟
با اینکه اثرات تروما جمعی میتواند نسلها ادامه پیدا کند، بهبود یافتن از این نوع آسیبِ مشترک و پایان دادن به چرخه سوگ امکانپذیر است.
چگونه افراد میتوانند روند بهبودی از تروما جمعی را آغاز کنند؟
بهبود از تروما جمعی اغلب مستلزم بهرسمیت شناختن و اعتبار بخشیدن به تجربههای فردی در چارچوبی گستردهتر، تقویت شبکههای حمایت اجتماعی و در صورت نیاز، دریافت کمک حرفهای است. ایجاد تابآوری از طریق آیینها و مناسک جمعی، روایتگری و کنشگری اجتماعی میتواند به بهبود فردی کمک کند و همزمان به فرایند شفای جمعی یاری برساند.
بهبودی فردی از تروما جمعی سفری عمیقا شخصی است که به خودآگاهی، خودمهربانی و تابآوری نیاز دارد. نخستین گام، پذیرفتن و معتبر دانستن تجربههای شخصی در بستر تروما جمعی است. درک تأثیر تروما بر افکار، احساسات و رفتارها به افراد کمک میکند واکنشهای خود را بهتر بفهمند و روند بهبود را آغاز کنند. حمایت دوستان مورد اعتماد، اعضای خانواده یا متخصصان سلامت روان نقشی کلیدی در این مسیر دارد. این تعاملها فضایی امن برای پردازش احساسات فراهم میکنند و به افراد کمک میکنند راهبردهای مقابلهای مناسبی برای مدیریت علائم ناشی از تروما جمعی بیاموزند.
پژوهشگران همچنین دریافتهاند که بازنگری در آنچه برای فرد مهم است و مشارکت در فعالیتهایی که پس از یک رویداد آسیبزا «معنادار» تلقی میشوند، میتواند فرایند بهبودی را تسهیل کند. چه این کار داوطلبانه باشد، چه وقتگذرانی بیشتر با عزیزان یا فعالیتی دیگر، چنین اقداماتی به افراد کمک میکند پس از تروما دوباره احساس هدفمندی و عاملیت (کنترل و اثرگذاری) را به دست آورند.
در نهایت، مسیر بهبود از تروما فرایندی مداوم است که به صبر، پشتکار و حمایت (هم از سوی خود فرد و هم دیگران) نیاز دارد. با ارج نهادن به تجربهها، جستوجوی حمایت و پرورش تابآوری، افراد میتوانند وارد مسیر شفا، رشد و دگرگونی شوند.
جوامع چگونه میتوانند روند بازیابی از تروما جمعی را آغاز کنند؟
بهبود از تروما جمعی فرایندی پیچیده و چندلایه است که به تلاشهای هماهنگ در سطوح فردی، بینفردی و نظاممند نیاز دارد.
ایجاد شبکههای حمایتی و تقویت پیوندهای اجتماعی برای شفای جمعی حیاتی است. سازمانهای سلامت رفتاری میتوانند با همکاری جوامع، گروههای حمایتی، مشاوره همتابههمتا (فردی با تجربه یا جایگاه مشابه) و دیگر گزینههای کمکهای اولیه روانشناختی را سازماندهی کنند تا اعضای جامعه به پشتیبانی موردنیاز خود دسترسی داشته باشند.
استفاده از مهارتهای همدلانه و گوشدادن فعال در این فضاها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا به شکلگیری ارتباطات عمیقتر و تقویت پیوندهای بینفردی کمک میکند. به این ترتیب، اعضای جامعه فرصت مییابند احساسات مرتبط با تروما را بیان کنند؛ گامی اساسی در مسیر بهبودی.
سازمانهای سلامت رفتاری همچنین باید برای مقابله با نابرابریهای ساختاری که به تداوم تروما دامن میزنند، تلاش کنند. پیگیری تغییرات سیاستی، تخصیص منابع برای خدمات سلامت روان، و اجرای رویکردهای «آگاه از تروما» در بخشهایی مانند آموزش، مراقبتهای بهداشتی و نظام عدالت کیفری میتواند تأثیر عمیقی داشته باشد.
از طریق این اقدامات، میتوان شکافهایی را که نابرابری اقتصادی، نژادپرستی ساختاری و کمبود دسترسی به خدمات درمانی در نظام سلامت رفتاری ایجاد کردهاند، کاهش داد.
چه کارهایی میتوانیم برای کمک به بهبود کودکان از تروما جمعی انجام دهیم؟
پس از یک رویداد آسیبزا، کودکان نیاز دارند در کنار بزرگسالانِ قابل اعتماد باشند و این آزادی را داشته باشند که درباره آنچه رخ داده صحبت کنند. میزان مواجهه آنها با رسانهها را تحت نظر داشته باشید. گاهی تروما ناشی از هدف قرار گرفتن کودک به دلیل هویت او یا اطرافیانش است؛ این موضوع را به رسمیت بشناسید و احساسات کودک را معتبر بدانید. از زبانی استفاده کنید که متناسب با سن کودک و قابل فهم برای او باشد.
ممکن است رفتار کودک پسرفت کند، گوشهگیر شود یا تغییراتی در رفتارش دیده شود. صبور باشید. میتوانید کودک را نزد درمانگری که با تروما آشناست ببرید که «همراه» در این زمینه میتواند به شما کمک کند. همچنین میتوانید از افراد حمایتگر بخواهید بهعنوان همراه و حامی در کنار او باشند. مهمتر از همه، ساختار و برنامه روزمره ایجاد کنید تا کودک احساس پیشبینیپذیری و امنیت داشته باشد. با خود کودک همکاری کنید و از او بپرسید چه چیزهایی به او کمک میکند احساس امنیت کند.
به یاد داشته باشید برای هر کسی که یک رویداد آسیبزا را تجربه میکند، روال عادی زندگی از هم میپاشد و بازسازی احساس امنیت به زمان نیاز دارد. ارتباط خود را حفظ کنید و مرتب حال کودک را جویا شوید. اغلب تروما پایانی مشخص ندارد و ممکن است ادامهدار باشد. درک کنید که در مسیر کنار آمدن کودک با احساسات بزرگ و پیچیده، شاید لازم باشد انتظارات خود را تعدیل کنید.
افراد باید تلاش کنند در دل برخی از رویدادهای آسیبزا، جنبههای مثبت را نیز بیابند؛ مانند تقویت هویت جمعی جامعه یا حمایت متقابلی که پس از یک بلای طبیعی شکل میگیرد. درسهایی که از گذشته آموختهایم میتوانند به ما کمک کنند با رویدادهای آسیبزای بزرگ که بخش اجتنابناپذیر زندگی هستند بهتر روبهرو شویم.
با افرادی ارتباط بگیرید که برای شما مفید و حمایتگر هستند و به توانایی خود برای ایجاد تغییر باور داشته باشید. برای مراقبت از خود وقت بگذارید، حتی در حد لحظههای کوتاه در طول روز. از همه مهمتر، با حس قدردانی نسبت به چیزهای کوچک و بزرگ ارزشمندی که در زندگیتان وجود دارد، به مسیر خود ادامه دهید.
منابع:

