احساس گناه بازمانده چیست؟ علل، علائم و روش‌های درمان

این روزها احساسی مشترک در بسیاری از ما ریشه می‌دواند و گذران زندگی را برایمان دشوارتر از همیشه کرده است؛ احساس اندوه و گناهی که با تار و پود روحمان در هم تنیده شده و مثل وزنه‌ای با جرم بی‌نهایت تک تک سلول‌هایمان را می‌فشارد. در این مطلب به سندروم احساس گناه بازمانده می‌پردازیم و پیشینه، نشانه‌ها، علل و راهکارهایی را برای آن مرور می‌کنیم، به این امید که تنها اندکی از وجود پاره‌پاره‌مان آرام بگیرد.

احساس گناه بازمانده‌ها به احساس پشیمانی یک فرد اشاره دارد که از یک تجربه تهدیدکننده زندگی جان سالم به در برده، در حالی که دیگران نجات نیافته‌اند. نمونه‌هایی از چنین تجربه‌هایی شامل تصادفات رانندگی، تیراندازی در محیط کار یا مدرسه، یا شرایط جنگی است.

این احساس گناه ممکن است افرادی را نیز تحت تأثیر قرار دهد که از یک بیماری مانند سرطان جان سالم به در برده‌اند، کارکنان امدادگر، پرسنل نظامی، افرادی که از تجاوز یا دیگر اعمال خشونت‌آمیز جان سالم به در برده‌اند، دریافت‌کنندگان پیوند عضو، مصرف‌کنندگان مواد مخدر، والدینی که شاهد مرگ فرزند خود بوده‌اند و افرادی که عزیزی را به دلیل خودکشی از دست داده‌اند.

احساس گناه بازمانده‌ یکی از نشانه‌های اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) است.

این حالت با افزایش خطر رفتارهای خودتخریبگر و خودکشی مرتبط است. افراد ممکن است اختلال افسردگی عمده، PTSD، یا مشکلات مصرف مواد و الکل را تجربه کنند. افرادی که با شخصی که احساس گناه بازمانده‌ دارد در ارتباط هستند، باید به دقت علائم خودکشی را زیر نظر داشته باشند و در صورت مشکوک شدن به اینکه فرد ممکن است به خود آسیب برساند، با متخصص سلامت روان تماس بگیرند و یا به خط اضطراری خودکشی زنگ بزنند.

پیشینه احساس گناه بازمانده‌

مفهوم احساس گناه بازمانده‌ پس از جنگ جهانی دوم مطرح شد. نازی‌ها حدود ۱۱ میلیون نفر را اعدام کردند. وقتی بازماندگان از اردوگاه‌های کار اجباری بیرون آمدند، بسیاری نیاز به درمان روان‌شناختی برای کنار آمدن با تجربیات خود داشتند. بسیاری از متخصصان متوجه شدند که این افراد احساس گناه بازمانده‌ها را تجربه می‌کنند. آن‌ها بسیاری از دوستان خود و در بسیاری از موارد تمام خانواده‌شان را از دست داده بودند و از خود می‌پرسیدند چرا آن‌ها جان سالم به در برده‌اند در حالی که میلیون‌ها نفر نجات نیافته‌اند. بسیاری از بازماندگانی که فرزندانشان جان باخته بودند، احساس گناه می‌کردند زیرا آن‌ها چند سالی زندگی کرده بودند، در حالی که فرزندانشان تازه زندگی را آغاز کرده بودند.

بازماندگان هولوکاست (رویداد تاریخی نسل‌کشی یهودیان توسط نازی‌ها در جنگ جهانی دوم) با چهار عنصر آسیب روانی روبه‌رو شدند: اضطراب نابودی، از دست دادن اشیاء یا عزیزان، درماندگی و شکنجه. متخصصان دریافتند که بسیاری از بازماندگان در مواجهه با فقدان‌هایشان مشکل داشتند، به ویژه اجازه دادن به خود برای سوگواری، زیرا این کار به معنای تجربه دوباره این آسیب‌ها بود.

یهودیان و دیگر مردم اروپا هیچ نشانه‌ای از وقوع هولوکاست نداشتند. نازی‌ها به آرامی حرکت می‌کردند تا وقتی بسیاری از مردم خطر را درک کردند، دیگر دیر شده بود و امکان فرار وجود نداشت. با این حال، بسیاری از بازماندگان احساس می‌کردند که شاید نشانه‌ها را از دست داده‌اند و شاید می‌توانستند به دیگران کمک کنند تا زنده بمانند.

برخی از بازماندگان با تصمیماتی که گرفته بودند دست و پنجه نرم می‌کردند، مانند رها کردن دیگران. به عنوان مثال، آبا کوونر، یک مبارز مقاومت یهودی، جوانان گتو یهودی ویلنا در اتحاد جماهیر شوروی را به جنگل‌ها هدایت کرد. چنین شرایط سخت برای زنده ماندن و فعالیت‌های مقاومت تنها برای افراد جوان و نیرومند مناسب بود. کوونر و دیگران والدین سالخورده خود را پشت سر گذاشتند تا برای هدف بزرگ‌تر بجنگند، در حالی که می‌دانستند بسیاری در گتو جان خود را از دست خواهند داد. تصمیم آن‌ها برای مبارزه برای خیر عمومی، باعث شد بسیاری از آن‌هایی که نجات نیافتند، رنج ببرند. کوونر که به عنوان یک قهرمان شناخته شد، شک داشت که سزاوار چنین تقدیری باشد وقتی احساس می‌کرد که انسان بدی بوده است.

دهه‌ها بعد، بازماندگان همچنان با احساس گناه بازمانده‌ها دست و پنجه نرم می‌کردند. بسیاری از نسل‌های دوم و سوم خانواده‌هایشان نیز این احساس گناه را تجربه کردند. در بسیاری از موارد، آن‌ها اذعان کردند که احساس فشار می‌کردند تا امیدهای خانواده‌هایشان را برآورده کنند تا به نوعی زنده ماندن در هولوکاست معنا پیدا کند.

پیشینه احساس گناه بازمانده‌ - بازماندگان هولوکاست

علائم اختلال احساس گناه بازمانده

شدت و میزان احساس گناه بازمانده‌ها متفاوت است. علائم این حالت می‌توانند هم روانی و هم جسمی باشند و اغلب شبیه علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) هستند.

شایع‌ترین علائم روانی شامل:

  • احساس درماندگی
  • خاطرات ناگهانی و بازگشت صحنه‌های آسیب‌زا) فلش‌بک)
  • تحریک‌پذیری
  • کمبود انگیزه
  • تغییرات خلقی و انفجارهای عصبی
  • افکار وسواسی درباره حادثه
  • افکار خودکشی

علائم جسمی رایج می‌تواند شامل:

  • تغییرات اشتها
  • مشکل در خوابیدن
  • سردرد
  • حالت تهوع یا درد معده
  • تند شدن ضربان قلب

احساس گناه بازمانده‌ها می‌تواند تأثیر جدی بر زندگی و عملکرد فرد داشته باشد، که نشان می‌دهد نیاز به تحقیقات بیشتری برای پیدا کردن روش‌های مؤثر برای کمک به افراد در مدیریت این احساسات گناه وجود دارد.

به نقل از Psychology Today

“Survivor guilt isn’t unusual, but it is deeply personal and often misunderstood… Survivor’s guilt thrives in silence. Speaking up… can help diffuse the intensity of your feelings.”

احساس گناه بازمانده غیرمعمول نیست، اما بسیار شخصی و اغلب اشتباه‌فهمی می‌شود… احساس گناه بازمانده در سکوت رشد می‌کند. صحبت کردن یا بیان احساسات… می‌تواند شدت احساسات شما را کاهش دهد.

پشیمانی، تکرار ذهنی و سوگیری بازنگری

پس از یک تجربه آسیب‌زا، افراد ممکن است احساس پشیمانی نیز داشته باشند. آن‌ها ممکن است بارها و بارها در ذهن خود رویدادها را مرور کنند و فکر کنند که چه کارهایی می‌توانستند یا باید انجام می‌دادند تا نتیجه متفاوتی حاصل می‌شد. این مرور مداوم رویدادها می‌تواند احساس گناه را تشدید کند، به‌ویژه اگر فرد احساس کند که اقدامات یا عدم اقدامات خودش ممکن است پیامدها را بدتر کرده باشد.

در بسیاری از موارد، این مرور ذهنی تحت تأثیر چیزی به نام سوگیری بازنگری (Hindsight Bias) قرار دارد. افراد به گذشته نگاه می‌کنند و توانایی خود برای پیش‌بینی نتیجه یک رویداد را بیش از حد ارزیابی می‌کنند. زیرا فکر می‌کنند که باید نتیجه را پیش‌بینی می‌کردند، ممکن است باور کنند که باید قادر به تغییر آن نیز می‌بودند.

گاهی اوقات احساس گناه ممکن است دلیل واقعی داشته باشد (مثل ایجاد تصادفی که منجر به مرگ یا جراحت فرد دیگری شده باشد)، اما در بسیاری از این موارد، کم یا هیچ کاری وجود ندارد که فرد می‌توانست برای جلوگیری یا تغییر نتیجه انجام دهد.

علل بروز اختلال احساس گناه بازمانده

احساس گناه بازمانده‌ها در افرادی رخ می‌دهد که تجربه‌ای آسیب‌زا را پشت سر گذاشته‌اند. با این حال، همه افرادی که چنین تجربه‌ای را دارند، این احساس گناه را تجربه نمی‌کنند.

محل کنترل فرد (Locus of Control) می‌تواند نقش مهمی در تعیین این داشته باشد که آیا فرد احساس گناه بازمانده‌ها را تجربه خواهد کرد یا نه. برخی افراد بیشتر تمایل دارند مسئولیت را درون خود ببینند. وقتی رویدادها را توضیح می‌دهند، معمولاً علت را به ویژگی‌های شخصی خود نسبت می‌دهند تا نیروهای بیرونی.

این نگرش می‌تواند برای اعتماد به نفس مفید باشد؛ با پذیرفتن مسئولیت نتایج خوب، افراد احساس بهتری نسبت به خود و توانایی‌هایشان پیدا می‌کنند. اما وقتی افراد خود را برای اتفاقاتی که خارج از کنترلشان بوده سرزنش می‌کنند، می‌تواند ویرانگر باشد.

عوامل دیگری که ممکن است خطر تجربه گناه بازمانده‌ها را افزایش دهند، شامل:

  • سابقه تجربه آسیب‌زا: برخی تحقیقات نشان داده‌اند که تجربه آسیب در دوران کودکی می‌تواند احتمال احساسات منفی بعد از دیگر رویدادهای تهدیدکننده زندگی را افزایش دهد.
  • سابقه افسردگی: افرادی که در حال حاضر افسرده هستند یا در گذشته تجربه افسردگی داشته‌اند، ممکن است بیشتر در معرض احساس گناه و اضطراب پس از آسیب‌زا باشند.
  • اعتماد به نفس پایین: افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند، ممکن است به سلامت و رفاه خود کمتر اهمیت دهند. وقتی تجربه زنده ماندن در حالی که دیگران از بین رفته‌اند را پشت سر می‌گذارند، احتمال دارد بیشتر سؤال کنند که آیا «شایسته خوش‌شانسی» خود بوده‌اند. این می‌تواند به احساس ناکافی بودن و حتی گناه منجر شود.
  • کمبود حمایت اجتماعی: افرادی که شبکه حمایتی قوی ندارند، ممکن است بیشتر در معرض علائم مرتبط با گناه بازمانده‌ها باشند.
  • مهارت‌های ضعیف مقابله‌ای: افرادی که سبک‌های اجتنابی در مقابله با استرس دارند، بیشتر در معرض PTSD هستند. مثال‌هایی از مقابله اجتنابی شامل کناره‌گیری رفتاری و آرزومندی غیرواقعی است.

درمان‌ اختلال احساس گناه بازمانده

دریافت درمان مناسب در صورت تجربه چنین علائمی بسیار مهم است. این علائم نه تنها می‌توانند سلامت روان و کیفیت زندگی شما را کاهش دهند، بلکه می‌توانند خطرات جدی ایجاد کنند، به‌ویژه اگر سایر نشانه‌های PTSD نیز وجود داشته باشند. در واقع، تحقیقات نشان داده‌اند که احساس گناه مرتبط با تروما با افکار خودکشی در کهنه‌سربازان ارتباط نزدیکی دارد.

درمان شناختی رفتاری CBT یکی از روش‌هایی است که می‌تواند به‌ویژه مؤثر باشد. در این روش، مراجعین با یک درمانگر کار می‌کنند تا افکار منفی خودکار که به احساس گناه کمک می‌کنند را بررسی کنند. بررسی افکار غیرواقعی و جایگزینی آن‌ها با افکار واقع‌بینانه‌تر می‌تواند به کاهش احساس گناه و سرزنش خود کمک کند.

روش‌های دیگر روان‌ درمانی، درمان گروهی، گروه‌های حمایتی و داروها نیز می‌توانند در درمان علائم احساس گناه بازمانده‌ها مفید باشند.

گروه های حمایتی برای درمان‌ اختلال احساس گناه بازمانده

راهکارهای مقابله‌ با احساس گناه بازمانده

اگر پس از یک رویداد تلخ احساس گناه می‌کنید، راه‌هایی وجود دارد که می‌توانید برای مدیریت این احساسات انجام دهید. برخی از استراتژی‌های خودیاری که ممکن است مؤثر باشند عبارتند از:

  • به خود فرصت سوگواری دهید: مهم است که افراد از دست رفته را به رسمیت بشناسید و به خود اجازه دهید که اندوهگین شوید. به خود زمان بدهید و با سرعت خودتان پیش بروید.
  • کاری مثبت انجام دهید: چه برای خودتان و چه برای دیگران، این احساسات را به سوی ایجاد تغییر در دنیا هدایت کنید. گاهی انجام کارهای ساده برای دیگران می‌تواند به کاهش احساس گناه کمک کند.
  • روی عوامل بیرونی تمرکز کنید: تمرکز بر متغیرهای خارجی که منجر به رویداد شده‌اند می‌تواند به شما کمک کند تا از سرزنش خود رها شوید و احساس گناه کمتر شود.
  • خودبخشی را تمرین کنید: حتی اگر اقدامات شما باعث آسیب به فرد دیگری شده باشد، یادگیری بخشیدن خود می‌تواند به شما کمک کند که جلو بروید و دیدگاه مثبت خود را باز یابید.
  • به خاطر داشته باشید که بروز این احساسات غیر معمول نیست: تجربه گناه به معنای انجام چیزی نادرست نیست. غم، ترس، اضطراب، اندوه و بله، حتی گناه پاسخ‌های کاملاً طبیعی پس از یک تراژدی هستند. اشکالی ندارد که همزمان از زنده یا سلامت بودن خود خوشحال باشید و در عین حال برای سرنوشت دیگران اندوهگین باشید.

منابع

Ebsco

verywellmind

انتخاب مشاور و دریافت پیش‌مشاوره رایگان

می‌توانید همه مشاوران هم‌راه را بررسی کنید و مشاور مناسب خود را انتخاب کنید، یا فرم پیش‌مشاوره رایگان را تکمیل کنید تا همکاران ما برای هماهنگی با شما تماس بگیرند.

دیدگاهتان را بنویسید