احساس بیانگیزه بودن و بلاتکلیفی در زندگی اجتنابناپذیر است و احتمال دارد بارها در طول زندگی با آن مواجه شویم. بلاتکلیفی درباره آینده، روابط یا شغل میتواند طیفی از واکنشهای عاطفی و جسمی را برانگیزد. در حالی که وجودِ مقداری ابهام در زندگی طبیعی است، دورههای طولانیمدت آن میتواند پیامدهای جدی برای سلامت روان و جسم داشته باشد. در ادامه، درباره راهکارهای مقابله با حس بلاتکلیفی در زندگی توضیح میدهیم.
بلاتکلیفی یا بیانگیزگی چیست؟
بیانگیزه بودن و بلاتکلیفی، حالتی است که در آن فرد نسبت به یک نتیجه یا موقعیت، اطمینان ندارد یا فاقد دانش کامل است. از آنجایی که آینده غیرقابل پیشبینی است، این وضعیت بخش جداییناپذیری از زندگی محسوب میشود. اگرچه ابهام گاهی میتواند به نتایج مثبتی منجر شود اما در اغلب موارد، هنگام کلنجار رفتن با ناشناختهها، احساس ترس، تردید و اضطراب ایجاد میشود. این نبودِ اطمینان، بهویژه در حوزههای حیاتی مانند سلامت، ثبات مالی یا روابط شخصی، میتواند بسیار ناخوشایند باشد.
نقل قول از:
A 2019 study published in Nature Communications found that uncertainty actually causes more stress than knowing something bad will happen. This is because uncertainty activates regions in our brain associated with fear and anxiety, putting us in a heightened state of alert.
ترجمه:
مطالعهای در سال ۲۰۱۹ که در مجلهNature Communications منتشر شد، نشان داد که عدم قطعیت در واقع استرس بیشتری نسبت به «وقوع یک اتفاق بد» ایجاد میکند. دلیل این امر آن است که ابهام، نواحی مرتبط با ترس و اضطراب را در مغز فعال کرده و ما را در وضعیت آمادهباش کامل قرار میدهد.
چه عواملی حس بلاتکلیفی در زندگی را تشدید میکنند؟
مهمترین عواملی که عدم قطعیت را در زندگی تشدید میکنند، عبارتند از:
مسیر شغلی
شروع یک شغل جدید، اخراج شدن یا تغییر کامل مسیر شغلی، اغلب با نگرانیهای مالی و پرسشهایی درباره هویت و هدف همراه است. آمارها نشان میدهد که هر فرد بهطور متوسط ۱۲ بار در طول دوران کاری خود شغلش را تغییر میدهد که این موضوع آن را به یک تجربه همگانی تبدیل میکند.
تغییر در روابط
طلاق، جدایی، شروع رابطهای جدید یا حتی تغییرات درون روابط موجود، عدم قطعیت عاطفی ایجاد میکند. به گفته محققان، مرحله اولیه ابهام در روابط جدید معمولاً ۳ تا ۶ ماه طول میکشد، در حالی که ابهام پس از طلاق، بدون استراتژیهای مقابلهای صحیح، میتواند سالها ادامه یابد.
چالشهای سلامتی
یک تشخیص پزشکی، انتظار برای نتایج آزمایش یا انتخاب مسیر درمان، احساس بلاتکلیفی عمیقی ایجاد میکند. طبق نظرسنجیهای حوزه سلامت، در هر زمان مشخص، تقریباً ۳۰٪ از بزرگسالان با نوعی ابهام پزشکی دستوپنجه نرم میکنند.
مهاجرت
مهاجرت به یک شهر یا کشور جدید، روالهای معمول زندگی و شبکههای اجتماعی فرد را بهطور جدی مختل میکند و او را در موقعیتی قرار میدهد که بسیاری از تکیهگاههای قبلیاش را از دست داده است. دوری از خانواده و دوستان، تفاوتهای فرهنگی، چالشهای زبانی و ابهام در موقعیت شغلی یا تحصیلی میتوانند احساس ناپایداری و سردرگمی را تشدید کنند. در چنین شرایطی، فرد ممکن است با نوعی تعلیق روانی مواجه شود؛ حالتی که در آن نه کاملاً به گذشته تعلق دارد و نه هنوز در محیط جدید احساس تعلق و ثبات میکند.
در این مسیر، مشاوره آنلاین برای مهاجرین میتواند به افراد کمک کند تا با درک بهتر این تجربه، راهکارهای مؤثرتری برای سازگاری و مدیریت احساسات خود پیدا کنند.
رویدادهای بزرگ جهانی
پاندمیهای جهانی، رکود اقتصادی، بیثباتی سیاسی و تغییرات اقلیمی، احساس بلاتکلیفی جمعی ایجاد میکنند که با چالشهای شخصی ترکیب میشود. پاندمی کووید-۱۹ نشان داد که ابهام جهانی چگونه میتواند سلامت روان را تحت تأثیر قرار دهد؛ طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، اختلالات اضطرابی در سال ۲۰۲۰ در سراسر جهان ۲۵٪ افزایش یافت.
واکنش مغز نسبت به حس بلاتکلیفی یا عدم قطعیت چیست؟
مغز انسان برای موارد قابل پیشبینی و کنترل برنامهریزی شده است؛ بنابراین وقتی با ابهام روبهرو میشود، بیش از حد فعالیت میکند. در این لحظات، آمیگدال (مرکز پردازش عواطفی مثل ترس) بسیار فعال میشود. این فعالیتِ فزاینده، پاسخ «جنگ یا گریز» را در بدن فعال کرده و هورمونهای استرس مانند کورتیزول و آدرنالین را آزاد میکند. در صورت تداوم ابهام، این وضعیت آمادهباشِ دائمی میتواند برای بدن آسیبزا باشد.
همچنین، قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex) که مسئول تصمیمگیری و حل مسئله است، تلاش میکند با ارزیابی خطرات احتمالی، موقعیت را تحلیل کند. با این حال، وقتی اطلاعات کافی نباشد، مغز در درک موقعیت دچار مشکل شده و این امر باعث افزایش اضطراب میشود.
عواطف مرتبط با حس بلاتکلیفی در زندگی کداماند؟
در صورت مواجهه با بلاتکلیفی و بیانگیزه بودن در زندگی، مجموعهای از عواطف پدید میآیند که در ادامه ذکر میکنیم.
- تردید: باعث میشود اعمال، تواناییها و چشمانداز آینده خود را زیر سؤال ببریم.
- درماندگی: بلاتکلیفی میتواند منجر به ناامیدی و حس ناتوانی شود، بهویژه زمانی که احساس میکنیم کنترلی بر تغییر نتیجه نداریم.
- ترس: معمولاً فوریترین واکنش است؛ چرا که ذهن ما نتایج وحشتناک احتمالی را تصویرسازی میکند.
- اضطراب: ترس معمولاً با اضطراب همراه است که به شکل احساس ناآرامی یا دلشوره نسبت به اتفاقات بعدی ظاهر میشود.
این احساسات واکنشهای طبیعی هستند اما اگر کنترل نشوند، فلجکننده خواهند بود. قرارگیری مزمن در معرض بلاتکلیفی منجر به نگرانی مداوم و نشخوار فکری شده و استرس را تشدید میکند. این تلاطم روحی، انرژی روانی فرد را تخلیه کرده و انجام کارهای روزمره و لذت بردن از زندگی را دشوار میسازد.
علائم جسمی و روانی حس بلاتکلیفی طولانی مدت چیست؟
رایجترین علائم عبارتند از:
- افزایش سطح کورتیزول (هورمون استرس)
- اختلالات خواب
- دشواری در تمرکز
- اضطراب شدید
- نوسانات خلقی
- مشکلات گوارشی
- کاهش عملکرد سیستم ایمنی
در طول تغییرات بزرگ زندگی، این اثرات شدیدتر میشوند. نظرسنجی مؤسسه ملی سلامت روان در سال ۲۰۲۱ نشان داد که ۶۷٪ از افرادی که در حال گذر از تغییرات معنادار زندگی هستند، علائم اضطراب مرتبط با عدم قطعیت را گزارش کردهاند.
راهکارهای مقابله با حس بلاتکلیفی در زندگی کداماند؟
حس بلاتکلیفی در زندگی زمانی تشدید میشود که ذهن ما بهدنبال قطعیت است اما با موقعیتهایی روبهرو میشود که ذاتاً مبهماند. در چنین شرایطی، هدف اصلی این نیست که «ابهام را حذف کنیم»، بلکه باید یاد بگیریم چگونه در کنار آن، احساس ثبات و کنترل نسبی را حفظ کنیم. راهکارهای زیر در همین راستا قابل استفادهاند.
-
افزایش تحمل ابهام
تحمل ابهام به این معناست که بتوانید با موقعیتهای نامشخص کنار بیایید، بدون اینکه دچار اضطراب شدید شوید. این مهارت قابل تقویت است.
- عمداً خودتان را در معرض ابهامات کوچک قرار دهید (مثلاً امتحان کردن یک انتخاب جدید بدون تحقیق زیاد)
- بین دریافت محرک و واکنش، فاصله بیندازید (مثلاً بلافاصله پیامها را چک نکنید)
- افکار فاجعهساز را شناسایی و به چالش بکشید: «آیا واقعاً بدترین حالت، محتملترین حالت است؟»
این تمرینها بهمرور به ذهن شما یاد میدهند که «ندانستن» همیشه خطرناک نیست.
-
تمرکز بر دایره کنترل
یکی از منابع اصلی اضطراب، تلاش برای کنترل چیزهایی است که خارج از اختیار ما هستند. برای مدیریت این موضوع، سه لیست تهیه کنید:
- مواردی که کاملاً در کنترل شما هستند
- مواردی که میتوانید بر آنها تأثیر بگذارید
- مواردی که کاملاً خارج از کنترل شما هستند
تمرکز آگاهانه بر دو دسته اول، حس کارآمدی و ثبات روانی را افزایش میدهد و از فرسودگی ذهنی جلوگیری میکند.
-
ایجاد روتین های روزانه
در شرایط بلاتکلیفی، داشتن چند «نقطه ثابت» در روز بسیار کمککننده است. این نقاط میتوانند ساده باشند: ساعت خواب، وعده غذایی منظم یا یک روتین صبحگاهی.
بهجای برنامهریزی سخت و دقیقه به دقیقه، از «بلاکبندی زمانی» استفاده کنید؛ یعنی زمان روز را به بخشهایی برای کار، استراحت و فعالیتهای شخصی تقسیم کنید اما درون هر بخش انعطاف داشته باشید. این کار هم حس نظم میدهد و هم فشار کمالگرایی را کاهش میدهد.
-
تمرین ذهن آگاهی
بلاتکلیفی معمولاً ذهن را به آیندهای نامعلوم میبرد. ذهنآگاهی کمک میکند توجه را به زمان حال برگردانید. یک تمرین ساده، تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱ است: 5 چیزی که میبینید، ۴ چیزی که لمس میکنید، ۳ صدایی که میشنوید، ۲ بو و ۱ طعم.
این تمرین، ذهن را از چرخه نگرانی خارج کرده و به لحظه اکنون برمیگرداند.
-
استفاده از حمایت اجتماعی
در دورههای بلاتکلیفی، انزوا میتواند شدت اضطراب را بیشتر کند. ارتباط با دیگران نقش یک «ضربهگیر روانی» را دارد. بنابراین شبکه حمایتی خود را مشخص کنید، اینکه چه کسی برای همدلی، چه کسی برای مشورت و چه کسی برای کمک عملی مناسب است. برای مهاجران، این موضوع اهمیت بیشتری دارد، چون بخشی از شبکه حمایتی قبلی از دست رفته و نیاز به بازسازی دارد.
-
پذیرش احساسات متناقض
در شرایط گذار، تجربه همزمان احساساتی مثل امید، ترس، هیجان و غم طبیعی است. تلاش برای حذف یک احساس مثلاً فقط «مثبت بودن» معمولاً نتیجه معکوس دارد. بهجای سرکوب، احساسات خود را نامگذاری کنید. این کار به تنظیم هیجانی کمک میکند و شدت آشفتگی را کاهش میدهد.
-
برنامهریزی منعطف و سناریومحور
بهجای انتظار برای یک مسیر قطعی، چند سناریوی مختلف در نظر بگیرید:
- بهترین حالت
- بدترین حالت
- محتملترین حالت
برای هرکدام یک برنامه «اگر- آنگاه» داشته باشید. این کار باعث میشود ذهن شما بهجای نگرانی مبهم، با گزینههای مشخص کار کند. در عین حال، آمادگی تغییر مسیر با اطلاعات جدید را حفظ کنید.
-
تمرین شفقت با خود (Self-Compassion)
در دورههای بلاتکلیفی در زندگی بسیاری از افراد خود را بهخاطر «تصمیم نگرفتن» یا «سردرگمی» سرزنش میکنند. این رویکرد نهتنها کمکی نمیکند، بلکه اضطراب را تشدید میکند. سعی کنید با خودتان همانطور صحبت کنید که با یک دوست صمیمی صحبت میکنید. یادآوری کنید که سردرگمی در دوران گذار، یک تجربه رایج انسانی است، نه نشانه ضعف.
-
معنا دادن به تجربه
افرادی که میتوانند در دل ابهام، معنایی برای تجربه خود پیدا کنند، سازگاری بلندمدت بهتری دارند. از خودتان بپرسید:
- این دوره چه چیزی درباره من، ارزشهایم یا تواناییهایم به من یاد میدهد؟
- چگونه میتواند مرا برای آینده آمادهتر کند؟
این نگاه، حس رشد را جایگزین حس «گیر افتادن» میکند.
-
توجه به سلامت جسمانی
وضعیت جسمی تأثیر مستقیمی بر تاب آوری روانی دارد. در دورههای بلاتکلیفی، این پایهها اهمیت بیشتری پیدا میکنند:
- خواب کافی (حدود ۷ تا ۹ ساعت)
- فعالیت بدنی منظم
- کاهش مصرف کافئین و الکل (که میتوانند اضطراب را تشدید کنند)
بدنِ متعادل، باعث پایداری بیشتر ذهن میشود.
چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟
در شرایط زیر، باید فوراً با یک روانشناس مشورت کنید:
- اختلال در عملکرد روزانه (ناتوانی در کار یا رسیدگی به امور)
- بروز حملات پانیک، بیخوابی شدید یا علائم افسردگی
- پناه بردن به رفتارهای ناسالم (مثل سوءمصرف مواد)
- ظهور افکار آسیب به خود
- احساس درماندگی و در جازدن پس از گذشت چندین ماه
در چنین شرایطی، دریافت کمک حرفهای میتواند روند بهبود را تسهیل کند و از عمیقتر شدن مشکلات جلوگیری کند. مشاوره فردی آنلاین این امکان را فراهم میکند که بدون محدودیت مکانی، با یک متخصص صحبت کرده و راهکارهای متناسب با شرایط خود دریافت کنید.
حس بلاتکلیفی در زندگی برای مهاجران چه تفاوتی دارد؟
برخلاف بسیاری از موقعیتهای معمول زندگی، بلاتکلیفی در مهاجرت اغلب «چندلایه» است. مهاجران معمولاً بهطور همزمان در چند حوزه مهم زندگی با ابهام روبهرو میشوند، از جمله هویت، مسیر شغلی و حس تعلق. این همپوشانیِ عدم قطعیتها میتواند احساس «معلق بودن بین دو جهان» را ایجاد کند؛ وضعیتی که در آن فرد نه کاملاً به گذشته تعلق دارد و نه هنوز در محیط جدید احساس ثبات میکند.
چرا احساس بلاتکلیفی در زندگی پس از مهاجرت میتواند طولانیتر شود؟
برخلاف بسیاری از موقعیتهای گذرا، بلاتکلیفی در مهاجرت اغلب پایان مشخصی ندارد. عواملی مانند وضعیت اقامت، تغییر قوانین، ناپایداری شغلی یا حتی استرس جنگ در مهاجران، میتوانند این احساس را برای مدت طولانی حفظ کنند. در برخی موارد، این فشار مزمن میتواند به نوعی استرس عمیقتر منجر شود که تجربه مهاجرت را پیچیدهتر میکند.
کلام آخر
در مجموع، حس بلاتکلیفی و بیانگیزگی بخشی طبیعی از زندگی انسان است اما زمانی که این وضعیت طولانی شود، بهویژه در شرایط پیچیدهای مانند مهاجرت، میتواند بر کیفیت زندگی، تصمیمگیری و سلامت روان تأثیر بگذارد. همانطور که در این مقاله اشاره کردیم، شناخت ریشهها، درک واکنشهای ذهن، بدن و بهکارگیری راهکارهای عملی، نقش مهمی در مدیریت این احساس دارند. با این حال، در بسیاری از موارد، عبور از این وضعیت بدون دریافت حمایت حرفهای دشوار است. برای ایرانیان خارج از کشور، استفاده از خدمات مشاوره آنلاین میتواند راهی مؤثر باشد.
سوالات متداول
- تأثیر احساس بلاتکلیفی مزمن بر بدن چیست؟ عدم قطعیت مزمن میتواند منجر به استرس طولانیمدت شود که ممکن است به شکل تنش عضلانی مداوم، سردرد، مشکلات گوارشی و افزایش آسیبپذیری در برابر بیماریها ظاهر شود. قرار گرفتن طولانیمدت در معرض استرس همچنین میتواند شرایط سلامتی موجود را وخیمتر کند.
- چرا افراد با عدم قطعیت و بلاتکلیفی در زندگی احساس ناراحتی میکنند؟ ذهن انسان بهطور طبیعی برای امکان پیشبینی و کنترل برنامهریزی شده است زیرا این امر به تضمین امنیت و بقا کمک میکند. عدم قطعیت این حس کنترل را مختل کرده و پاسخهای استرسی ایجاد میکند که میتواند آزاردهنده باشد.
منابع:

